مرتضى مطهرى
108
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ما بعد هم مىبينيم ائمهء دين گفتهاند عزاى چنين حسينى و چنين حادثهاى تا ابد بايد زنده بماند . حسين چه هدفى از اين نهضت داشت ؟ ائمهء اطهار چرا اين همه اصرار داشتند كه عزاى حسين زنده بماند ؟ اين دو را ما مىخواهيم بفهميم . امّا حسين چرا نهضت كرد ؟ چه احتياجى دارد كه ما بخواهيم از خودمان دليل ذكر كنيم ؟ حسين بن على خودش دليل نهضتش را بيان كرد ، نه يك جا ، نه دو جا و نه ده جا . اگر نگفته بود ما حق داشتيم از پيش خودمان ببافيم . فرمود : « انّى ما خَرَجْتُ أَشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً انَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاصْلاحِ فى امَّةِ جَدّى » در كمال صراحت مىگويد دنياى ما را مفاسد گرفته است ، امت جدم فاسد شدهاند ، قيام كردم براى اصلاح ، من يك مرد اصلاح طلبم ، « اريدُ انْ آمُرَ بِالْمَعْروفِ وَ أَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اسيرَ بِسيرَةِ جَدّى وَ أَبي » « 1 » هدفى جز امر به معروف و نهى از منكر ندارم . امام حسين هدف نهضت خودش را روشن كرده است ، در كمال روشنايى . همچنين فرمود : « أَ لا تَرَوْنَ انَّ الْحَقَّ لا يُعْمَلُ بِهِ وَ انَّ الْباطِلَ لا يُتَناهى عَنْهُ لِيَرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فى لِقاءِ اللَّهِ مُحِقّاً » « 2 » . پس خودش بيان كرده است . دو تحريف معنوى در هدف امام حسين عليه السلام آن وقت ما آمديم چه گفتيم ؟ اينجاست كه تحريف معنوى پيدا مىشود . حسين مىگويد من نهضت كردم براى امر به معروف ، براى اينكه دين را زنده كنم ، براى اينكه با مفاسد مبارزه كنم . نهضت من يك نهضت اصلاحى اسلامى است . ما آمديم يك چيز ديگرى گفتيم . دو تا تحريف معنوى بسيار عجيب و ماهرانه در اينجا كرديم . ( نمىدانم بگويم ماهرانه يا جاهلانه ) . يك جا گفتيم حسين بن على قيام كرد كه كشته بشود براى اينكه كفارهء گناهان امّت باشد ، كشته شد براى اينكه گناهان ما آمرزيده شود . حالا اگر بپرسند آخر اين در كجاست ؟ خود حسين چنين چيزى گفت ؟ پيغمبر گفت ؟ امام گفت ؟ چنين حرفى را چه كسى گفت ؟ مىگوييم ما به اين حرفها چه كار داريم ؟ امام حسين كشته شد براى اينكه گناهان ما بخشيده شود . نمىدانيم كه اين فكر را ما از دنياى مسيحيت گرفتهايم . ملت مسلمان خيلى چيزها را ندانسته از دنياى مسيحيت بر ضد اسلام گرفت . يكى همين است . يكى از اصول معتقَدات مسيحى مسألهء [ به ] صليب
--> ( 1 ) . مقتل الحسين ، ص 156 . ( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 44 / ص 381 .